تاريخهاي ديگري به وسيلهٴ نيكهفوروس بطريق و گيورگيوس راهب نوشته شد. نفوذ اين تاريخها زياد بود. ترجمههاي لاتيني، استفاده از آنها را در مغرب زمين رايج ساخت. تاريخ گيورگيوس راهب يكي از مآخذ تاريخي مهم نويسندگان اسلاوي گشت؛ و به زبان گرجي هم ترجمه شد.
ديونوسيوس تل محري تاريخ جهان را از زمان خلقت تا روزگار خودش به زبان سرياني نوشت.
قديمترين شرح حال پيامبر اسلام [ص] كه در دست است توسط ابن هشام بر مبناي اثر گمشدهٴ ابن اسحاق نوشته شد. ابن سعد مجموعهاي از تراجم احوال پيامبر، صحابه، انصار و مهاجرين را نوشت.
ايموبه هيروناري در 808 كتابي در باب باستانشناسي ژاپن نوشت. شوجيروكو در 815 تأليف شد. اين اثر حاوي انساب تعدادي از خانوادههاي نجباي ژاپني است كه قريب يك ثلث از آنان مدعي نسبي چيني يا كرهاي بودند. يوشيمينه ياسويو آثار تاريخي متعددي نوشت و در فراهم كردن سومين تاريخ ملي، يعني نيهون - كوكي، شركت جست، كه پس از مرگش، به وسيلهٴ فوجيوارا اوتسوگو در 840 انتشار يافت.
9. قانون بربري، چيني و ژاپني. سه قانوننامهٴ مهم بربري متعلق به آغاز سدهٴ نهم است - قانون ساكسون، قانون فريسي، و قانون تورينگيا.
تويو يك دايرةالمعارف اداري تأليف كرد، كه در ميان مطالب فراوان ديگر، حاوي تاريخ آيين دادرسي چين بود.
مجموعهٴ عظيمي از قانون ژاپني، به نام كونين - كياكوشيكي، در 814 تدوين شد. كيووارا ناتسونو شرحي بر قانون چين در ده مجلد نوشت.
10. زبانشناسي و تعليم و تربيت لاتيني، سامي و ژاپني.
بزرگترين مربي غربي هرابانوس موروس بود، كه رسالهٴ بسيار مهمي در باب تربيت كشيشان، يك دستور زبان لاتيني با اقتباس از اثر پريسكيان، و يك واژهنامهٴ لاتيني و آلماني تأليف كرد.
رسالهاي از يهودا بن قريش خطاب به جامعهٴ يهودي فارس، نخستين اقدام در زمينهٴ زبانشناسي تطبيقي زبانهاي سامي است.
كوبو - دائيشي هجابندي تازهاي موسوم به (هيراگانا) ابداع كرد و يكي از نخستين مدارس عمومي ژاپن را به وجود آورد. سوگاوارا كيوگيني دانشگاه همايوني را اصلاح كرد و در ادارهٴ آن شيوههاي چيني را مرسوم ساخت؛ پسرش سوگاوارا كوريوشي اين كار را ادامه داد.
11. اشارات نهايي. اين عصر نشانهٴ آغاز رستاخيزي تازه است، كه خاطرهٴ اسكندريه را در ذهن زنده ميسازد، ولي مهمترين مركز فكري اين دوره بغداد بود. رستاخيزي كه از آن پس آن چنان